در ابتدا لازم است متذکر شوم که هدف از نگارش این مطلب ارائه یک مقاله تحلیلی نبوده و تنها دغدغه ی یک مشاور املاک است که به عنوان یک انسان معاصر دغدغه هایی کاملا امروزی دارد. سال 1400 از بسیاری جهات یک شروع است و آغازی است بر یک دهه ی تاریخی دیگر و البته قرنی دیگر.

شاید اگر بخواهیم نگاهی به 100 سالی که گذشت بیاندازیم، باید بگوییم که ما نسل خوش اقبالی هستیم که شاهد این همه اتفاقات بوده ایم. به جرات می توان گفت اتفاقاتی که طی یکصد سال گذشته رقم خورده است به درازای یک تاریخ حرف برای گفتن بر دل ما و هم نسلانمان بر جای گذاشته است. حرف هایی که شاید تنها میشد در پاورقی های یک پاورقی نویس ساده در یک نشریه، منتشر کرد و حالا این حرف ها در فضای مجازی دست بدست می شوند.

قرن اخیر آغازی با بحران داشت و در حال سپری نمودن پایانی توام با بحران نیز می باشد. بحرانی که هیچ یک از ما اهالی زمین فکر نمی کردیم در عصر تکنولوژی و اینترنت گرفتارش شویم. یقینا هرگز تصور نمی کردیم در قرن 21 گرفتار ویروسی شویم که خانه نشین مان کند و تمام محاسبات صفر و یک مان را به چالش بکشاند.

به جرات می توان گفت قرن ما به تنهایی مرور تاریخ بود و آیندگان وقتی تاریخ را ورق بزنند، صفحات قرن ما را دوباره خواهند خواند و به سختی باور خواهند کرد، این همه اتفاق و فراز و نشیب را افرادی در زمان زندگیشان از سر گذرانده باشند.

سال 1400 به نظر نگارنده شروعی است بر پایان قرنی که به ما آموخت، می توان مبارزه کرد. در چنین قرنی بود که در دل تاریکی و تنهایی خانه هایمان آموختیم، نمی شود تا ابد در خانه ماند و از ویروس فرار کرد. سال گذشته در چنین روزهایی به این فکر بودیم که اگر این ویروس به سرعت از بین نرفت چه باید بکنیم؟ اگر از پس این ویروس، ویروس های دیگری سر برآوردند تکلیف چه خواهد بود؟ اما در نهایت آموختیم فاصله گرفتن همیشه بد نیست و می توانیم از پشت ماسک هایمان نیز نفس بکشیم.

در این واپسین روزهای سال 1399 دیگر ارزش هایمان تغییر کرده اند. حالا دیگر دل مان تنگ شده برای در آغوش کشیدن بی دغدغه عزیزانمان. برای یک دور هم جمع شدن بی ترس و دلهره. برای یک ناهار خوردن به دور از نگرانی در یک رستوران جدید. برای بسیاری از عادات بزرگ و کوچکمان که شاید هرگز فکرش را هم نمی کردیم روزی تبدیل به حسرت و آرزو شوند.

نگارنده؛ بزرگمهر کیانی