اصلی ترین سوالی که همواره خریداران و فروشندگان با آن درگیر هستند این است که؛ “بازار چگونه می شود؟ ” بدیهی ترین فکری که به ذهنم خطور می کند تحلیل بازار چندین ماه گذشته است. به این معنا که ابتدا نگاهی بیاندازیم به اتفاقی که افتاد و بازار را به حال و روز فعلی انداخت تا بتوانیم تحلیلی داشته باشیم نسبت به آینده ی بازار.

بازار مسکن یک رکود نسبی سه، چهار ساله را پشت سر گذاشته بود و همزمان با تحولات بازار ارز و طلا، بازار مسکن نیز همچون سایر بخش های اقتصادی درگیر یک تورم حباب گونه شد. حبابی که شاید هیچکس فکرش را نمی کرد منجر به چنین افزایش قیمت هایی شود. در چنین گردابی همه درگیر می شوند و در اضطراب و سردرگمی، تصمیم گیری واقعا سخت می شود. فروشندگان که از افزایش قیمت ملک شان حیرت زده شده اند قادر به تصمیم گیری برای فروش نیستند و همواره نگاه شان به فرداست که ببینند قیمت ملک شان تا کجا بالا خواهد رفت و در نتیجه به امید فرداهای بهتر و قیمت های بالاتر از فروش امتناع می کنند، فارغ از این فکر که با پول ملک شان هر جا و هر چیزی را که بخواهند خریداری نمایند نیز دچار همان تورم شده است و از نظر اقتصادی حال و روز فروشنده ی خوش خیال تفاوتی نکرده است.

از طرف دیگر در چنین آشفته بازاری خریداران تشویش بیشتری دارند. چرا که فروشندگان ملکی دارند که به واسطه آن از بالا و پایین رفتن قیمت ها عقب نمانند اما خریداران پولی را که در دست دارند مانند تکه یخی می بینند که در گرماگرم بازار هر لحظه در حال آب شدن و کوچکتر شدن است. معمولا خریداران یا ملکی داشته اند که قبل از گرانی بازار به فروش رسانده اند و یا به هر حال پولی دارند که با گذشت زمان از ارزش آن کاسته می شود. در این حالت به هر دری می زنند تا بتوانند پولشان را تبدیل به ملک کنند تا از بازار عقب نمانند. در این حالت خریدار و فروشنده همچون آتش و پنبه هستند که آتش می زنند به دامان بازاری که هر روز در حال گر گرفتن و پیشروی است.

حالا آن آتش فروکش کرده و باد بازار خوابیده است. دیگر خریداران در بازار را از پاشنه در نمی آورند و فروشندگان نیز از پشت پرده ی ناز بیرون آمده اند. حباب قیمت ها در حال کوچکتر شدن است و به نظر من ملک و مسکن به ارزش واقعی خود نزدیک شده است. پس از این، بازار وارد یک ثبات نسبی خواهد شد و خریداران و فروشنده ها می توانند بدون استرس و نگرانی و پس از تحقیق و با آرامش کامل رو در روی یکدیگر قرار بگیرند.

نگارنده؛ بزرگمهر کیانی